یاران و هموندان گرامی
درود بر شما
از آغاز هفتۀ گذشته تاکنون ایمیل های بسیاری پیرامون حذف تمامی مطالب این وبلاگ دریافت کرده ایم. از تمامی کسانی که با تماس های مکرر و ارسال ایمیل مشکل پیش آمده را گزارش داده و با ارائه راهکارهای مختلف سعی در رفع مانع موجود را داشتند صمیمانه سپاس گذاریم. خوشبختانه از دیروز مشکل نمایش مطالب برطرف شده و شما عزیزان می توانید مانند سابق از طریق همین وبلاگ با ما در ارتباط باشید. لازم به ذکر است تاکنون مدیریت سایت بلاگفا ( ارائه دهنده سرویس این وبلاگ ) توضیحی در خصوص این مسئله برای ما ارسال نکرده است.
با سپاس و درود فراوان
دوم شهریور 2547 پاسارگاد
مدیریت وبلاگ
پاینده ایران
مطالب وب اصلی بنیاد " ایران ما " به دلایلی نامشخص از صفحه این سایت پاک شده است. تا این لحظه مدیریت سایت بلاگفا توجیهی برای مشکل پیش آمده ارائه نداده است. موقتا فعالیت های اینترنتی ما تا اطلاع ثانوی به این آدرس منتقل خواهد شد.
با سپاس
مدیریت وبلاگ انجمن نویسندگان بنیاد " ایران ما "
14 امرداد ماه، سالروز پیروزی آزادی خواهان ایران زمین گرامی باد
مظفرالدین شاه قاجار در پنجاهمین سال سلطنتش توسط میرزا رضا کرمانی ترور می شود. فرزندش، مظفرالدین میرزا تاج بر سر نهاده و خود را پادشاه ایران می خواند. مردم که از استبداد حاکم خسته شده اند، منسجم تر و پرتوان تر از همیشه بر ضد حکومت مرکزی به پا می خیزند و خواهان برپایی نظامی مشروط برای نظارت بر کار پادشاه می شوند... .
سرانجام مبارزه ملت ایران در روز 13 امرداد 1285 با امضا فرمان مشروطیت به دست مظفرالدین شاه به نتیجه می رسد و برگی تازه در تاریخ ایران گشوده می شود.
امروز صد و دو سال از آن تاریخ می گذرد. بیش از صد سال مبارزه مسمتر برای بدست آوردن آزادی، کوتاه کردن دست استعمارگران شرق و غرب و برپایی نظامی مردم سالار و دموکراتیک.
این روز خجسته را به تمام ملی گرایان و آزادی خواهان ایران زمین تبریک و شادباش می گوییم.
باشد که بتوانیم ادامه دهنده راهی باشیم که پدرانمان بیش از صد سال با مزین کردن جامه هایشان به خون در آن قدم برداشته اند.
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران


ایران بان
تاریخ کوروش تنها نه به ایران که به همه سرگذشت بشریت تعلق دارد
نامه پروفسور کاوه فرخ، تاریخدان و باستان شناس برجسته معاصر و مدیر بخش باستانشناسی بنیاد میراث پاسارگاد
به نشریه اشپیگل درباره حمله به میراث کوروش بزرگ
افزایش چشمگیر رطوبت در منطقۀ پاسارگاد
رحیم مشایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری امروز در نشستی خبری به مناسب ثبت جهانی " قره کلیسا " ( کلیسای سیاه ) در گفتگو با خبرنگاران، ضمن تائید وجود رطوبت در منطقه پاسارگاد، منکر تاثیر سد سیوند در افزایش رطوبت و بالا آمدن سطح آب های زیر زمینی شد.
وی با بیان این که در سال های گذشته رطوبتی بیش از این نیز گزارش شده و رطوبت ناشی از سد هوایی خواهد بود نه زمینی !!؟ ، اعلام کرد مشخص شدن افزایش و یا عدم افزایش رطوبت زمان می برد.
در حال حاضر منطقه تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد با افزایش رطوبت چشمگیری مواجه است. بالا آمدن سطح آب های زیر زمینی و نمناک شدن خاک محوطه به طور محسوس، اثبات گر همین مدعاست. به باور بسیاری از کارشناسان ادامه این روند موجب تخریب آثار باستانی منطقه، به ویژه مقبرۀ کوروش، در کوتاه زمان خواهد شد.
سکوت ما در قبال این مسئله به بی اهمیت جلوه دادن آن از جانب سازمان های مربوطه کمک خواهد کرد. اگر امروز فریاد اعتراض آمیز خود را به گوشش جهانیان نرسانیم، فردا روز پاسخگوی نسل های بعدی این سرزمین خواهیم بود که با نگاهی تحقیرآمیز ما را مورد نکوهش قرار خواهند داد.

پاینده ایران
ایران بان
تصنیف مرغ سحر
مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن
زاه شرر بار این قفس را بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را پر شرر کن
ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است گل به بار است ابر چشمم ژاله بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این بیشتر کن بیشتر کن بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر مختصر کن
( ملک الشعرای بهار)
لیست سدهای باستانی ایران
سدها یکی از نشانه های فرهنگ و تمدن یک کشور است که در ایران سابقه ای دراز دارد.
قدمت سدهای باقیمانده در ایران به بیش از دو هزار و پانصد سال می رسد که نمونه هایی از آن در کتاب
زمین شناسی مهندسی، تالیف دکتر حسن صادقی، آمده است :
1. سد داریون در پشت قلعۀ سلاسل شوشتر بیش از 2000 سال قبل ساخته شده است.
2. بند شوشتر در رودخانۀ کارون در 1700 سال قبل ساخته شده است و هنوز دایر است.
3. سد داریوش بزرگ در رودخانۀ کر در حدود 2500 سال قبل ساخته شده است.
4. بند بهمن در شیراز عمری در حدود 2000 سال دارد.
5. بند میزان در شوشتر در 1700 سال قبل ساخته شده و هنوز دایر است.
6. پل بند لشکر قدمت 1000 ساله دارد.
7. بند شاهپور بر روی رودخانۀ کارون در شوشتر به سن 1700 سالگی رسیده است.
8. خرابه های بند ارگان بر روی رودخانۀ مارون، گواه دیگری بر توجه به سد سازی در ایران باستان است.
9. دو بند قدیمی در جزیرۀ قشم عمری در حدود 1500- 1700 سال دارد.
10. بند امیر در سی و پنج کیلومتری شمال شیراز بر رودخانۀ کر توسط متخصصین دورۀ عضدالدوله دیلمی ساخته شده است و سن آن به 1000 سال می رسد.
11. بند فیض آباد نیز در 1000 سال قبل ساخته شده است.
12. بند تیلیکان در روی روخانۀ کر با قدمت 1000 سال از تلاش نیاکان ما گواه می دهد.
13. بند دختر در شمال دریاچۀ بختگان ( بند خاکی ) با عمر 1000 سال از توجه به مصالح طبیعی در ساخت سدها گواهی می دهد.
14. بند شش تراز در کاشمر با عمری در حدود 900 سال از مبارزۀ خستگی ناپذیر مردمان این کشور در استفاده از منابع طبیعی گزارش می دهد.
15. سد ساوه که از رسوبات پر شده، تقریبا جوان است و فقط 700 سال عمر دارد.
16. سد کبار یک سد قوسی از مصالح سنگی است با قدی برافراشته ( 60-70 متر ارتفاع ) عمرش به 700 سال می رسد.
17. بند قهرود کاشان با 400 سال عمر از سدهای قدیمی به شمار می رود.
18. بند قمصر نیز گواهی بر استفاده از سدها برای نیاز آبی مردمان در آن زمان بوده است.
19. پل بند خواجو در دورۀ صفویه ساخته شده و هنوز باقی است.
20. بند اخلمد در خراسان فقط 300 سال عمر دارد.
21. بند زیبای فریمان با عمر 300 ساله شبیه سدهای خوب امروزی است.
22. بند کریت در طبس نمونۀ سد قوسی در حاشیِۀ کویر است. ارتفاع آن در حدود هزار متر و عمر آن در حدود 400 سال است، از رسوب پر شده است.
23. بند سلامی مشهد 300 سال عمر دارد.
24. سد گلستان با 300 سال عمر و نمای خوب آن نمایان گر دست توانای ایرانیان باستان در سدسازی است.
25. بند طرق با 400 سال عمر با آبگیر مناسب نمونه ای از کارهای خوب سدسازی است.
26. بند اشرف در بهشهر عمر 300 ساله دارد و هنوز دریاچۀ آن پا برجاست.
27. بند دره در بیرجند در حاشیۀ کویر از نوع پشت بند دار است.
28. بند عمر شاه در بیرجند حدود 200 سال ساخته شده، بند قوسی است، دو ستون در وسط، پشت بند دار.
29. بند قمصر در کاشان از مصالح خوب برج آبگیر آن خبر می دهد که جهت آبیاری این منطقه استفاده می شده است.
و صدها سد کوچک دیگر که نام و نشانی از آن ها باقی نمانده است و یا مجال گفتن در این مختصر نمی رود. چنانچه مشاهده می شود ایرانیان در عهد باستان بیکار ننشسته و در پیکار با طبیعت به مهار نمودن آب ها پرداخته اند.
بابک قزل

آیین زرتشتی
یکی از کهن ترین آیین های اهورامزداست که در ایران فرود آمد، پیامبر این آیین زرتشت
نام دارد. نام او را ایرانیان با پسوند ((اشو)) به کار می بردند. واژه ی اشو
به معنی پاک است. نام کامل زرتشت، زرتشتره اسپیتامه می باشد که
خلاصه وار به او زرتشت می گفتند. اسپیامه به معنی سفید و از نژاد
سفید است. البته نام جد نهم ایشان نیز اسپیتامه است.
برای کلمه ی
زرتشت معانی و تعابیر گوناگونی ذکر شده و بین محققان و اندیشمندان اختلافات زیادی
وجود دارد.
پروفسور برونف بر
این عقیده است که کلمه ی زرتشت را از دو کلمه ی Zara به معنی زرد و Ustra به معنی شتر
گرفته شده است و در مجموع به معنی شتر زرد می باشد اما هاوگ معتقد
است که در اوستا برای کلمه ی زرد واژه یZairiti آمده پس قسمت اول
نظریه ی پروفسور برونف مردود است. اما در قسمت دوم با پروفسور هم عقیده
است. از طرفی ویندشمن کلمه ی زردشت را از دو واژه ی Zara یعنی زرین و astra به معنی ستاره می داند و بر این عقیده است که
زرتشت به معنی ستاره ی زرین است. اما در مقابل ویندشمن عده ای نیز
جبهه گرفتند که برای کلمه ی زرین در اوستا واژه zaraniya و برای کلمه ی ستاره
واژه ی warestar آمده است.
مهرداد مهرین با
تحقیقی آورده است که نام زرتشت از دو واژه ی Zara-a به معنی زرین و Ustra یه معنی روشنایی
گرفته شده است. بدین ترتیب زرتشت یعنی ((او که روشنایی آورد)) و او اعتقاد
دارد این معنی برازنده ی کلمه ی زرتشت است. بویس خاورشناس انگلیسی معنی واژه
زرتشت را ((آنکه شتر را میراند)) بیان کرده است.
زولستر مستشرق
آلمانی کلمه ی زرتشت را دارنده ی شتر زرین تعبیر کرده است.
اشپیگل و یوستی
دانشمند آلمانی زرتشت را عذاب دهنده ی شتران تفسیر نموده و برودبک این
کلمه را ستاره ی طلایی یا زرین معنا گرده است.
افلاطون بزرگ
فیلسوف یونان معنی زرتشت را خادم ارومازوس (اورمزد) دانسته است.
بارتولومه به
معنی دارنده ی شتر پیر بیان کرده است. کاسل وی را پسر ستاره تعبیر
کرده و موبدجهانگبیر اشیدری، ستاره درخشان و زرین را شایسته تر و
مناسب تر دانسته است. همچنین موبد فیروز آذرگشسب زرتشت را به معنی کسی
که هاله ای از روشنایی گرد سرش می درخشید تعبیر کرده است و ارتباط معنایی این
کلمه را با شتر رد می کند.
گرن محقق
آلمانی این کلمه را از زر به معنی طلایی و اوش به معنی درخشیدن
می داند و روی هم این کلمه را درخشش طلایی معنی کرده است. دوهارله دانشمند
بلژیکی زرتشت را به معنی رخشان و طلایی گرفته است و پروفسور فرهنگ مهر نیز
روشنایی زرین را برای کلمه ی زرتشت انتخاب کرده است. دکتر حسین وحیدی
نیز ستاره ی زرین را مناسب ترین تعبیر می داند.
با تحقیق و
مقابله نظراتی که توسط استاد جلال الدین آشتیانی انجام شده است، اسم هایی
که هم دوره زرتشت بودند جمع آوری شدند و معناهای آنها مورد بررسی قرار گرفت:
فرشوشتر صاحب شتر جسور، ارواشتر صاحب شتر آرام، هوشتر دارنده ی شتر خوب، ارجاسب
دارنده ی اسب راهوار، لهراسب دارنده ی اسب سرکش، پوروشسب دارنده اسب خاکستری،
جاماسب دارنده ی اسب اصیل، گشتاسب دارنده ی اسب جسور...
و برای کلمه ی
زرتشت شاید دارنده ی شتر زرد یا پیر منطقی تر به نظر آید.
بهزاد
خدیوی (خفته)
دهم تیر ماه، جشن تیرگان شاد باد
در تیر روز از ماه تیر، سیزدهمین روز ماه در تقویم باستانی ایران، مقارن با دهم تیر در تقویم خورشیدی، هزاران سال است جشنی به همین نام برگزار می شود. جشن تیرگان نمادی از ناسیونالیسم ایرانی و عرق ملی است. روزی است که آرش کمانگیر جان خود را در کمان قرار داد و برای تثبیت و گسترش مرزهای ایران خود را فدای ایران کرد.
جشن تیرگان از دو دید قابل بررسی و پژوهش است :
دیدگاه اول مربوط به فرشته باران يا تيشتر می باشد و نبرد هميشگی ميان نيکی و بدی : (( تيشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله، در ده روز دوم بصورت گاوی نر و در ده روز سوم بصورت اسب در می آید. تيشتر به شكل اسب زيباي سفيد زرين گوشي، با ساز و برگ زرين، به درياي کيهاني فرو رفت. در آنجا با ديو خشکسالی (اپوش) كه به شكل اسب سياهي بود و با گوش و دم سياه خود ظاهري ترسناك داشت، رو به رو شد. اين دو به مدت سه شبانه روز با يکديگر به نبرد بر خواستند و تيشتر در اين نبرد شکست می خورد. به نزد خدای بزرگ آمده و از او ياری و مدد می جويد و به خواست و قدرت پروردگار اين بار بر اهريمن خشکسالی پيروز می گردد و آب ها توانستند بي مانع به مزارع و چراگاه ها جاري شوند. باد ابرهاي باران زا را كه از درياي گيهاني برمي خاستند به اين سو و آن سو راند، و باران هاي زندگي بخش بر هفت اقليم زمين فرو ريخت و به مناسبت اين پيروزی ايرانيان اين روز را به جشن می پردازند.))
دیدگاه دوم جنبه اساطیری داشته و به نبرد ایران و توران اشاره دارد : (( ایرانیان در دوره منوچهر در جنگ با تورانیان به فرماندهی افراسیاب شکست می خورند. سپاه ایران تا مازندران عقب نشینی می کند و به تنگنا می افتد. سرانجام طرفین برای پایان بخشیدن به نبرد موافقت می کنند که از جانب یک ایرانی تیری از فراز دماوند به سمت شرق پرتاب شود. هر کجا که تیر افتاد آنجا مرز ایران و توران باشد.
از میان سپاهیان آرش شواتیر ( کمانگیر ) برخواست، بر فراز کوه رفت، برهنه شد و پیکر خود را به شاه و سپاهیان نشان داد و چنین گفت : ببیندید که من تندرستم و هیچ ضعفی در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم، همۀ نیرویم با تیر از بدنم بیرون خواهد رفت. بدانید که این کار را بخاطر عشقم به ایران انجام می دهم.
این را گفت و با تمام توان تیر را به سمت سرزمین توران پرتاب کرد. هرمز، خدای بزرگ به فرشته باد دستور داد تا تیر را نگهبان باشد. تیر از بامداد تا نیمروز همی رفت، از کوه ها و دشت ها گذشت تا در کنار رود جیحون به تنۀ درخت گردویی که در آن زمان بزرگتر از آن در گیتی نبود، نشست و آنجا مرز ایران و توران شد. آرش بی جان بر زمین افتاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
هزاران سال است که ساکنین فلات ایران به یاد آن روز این جشن را با مراسم وِیژه ای برگزار می کنند. " آب پاشی "، " فال کوزه " و " دستبند تیر و باد " از جمله مراسمی است که به مدت نه روز، از تیر روز تا باد روز برگزار می شود.
آرش کمانگیر نمادی است از ملی گرایی و عشق به سرزمین پدری؛ سمبلی است از ایثار و فداکاری. به عنوان یک ایرانی به داشتن چنین اسطوره ها و چنین آداب و سننی بر خویشتن می بالم. تک تک ما باید چون آرش از جان بگذریم و برای رشد و پیشرفت میهنمان قدمی برداریم.
تیرگان شاد باد
پاینده باد ایران
از سوی دکتر محمدعلی دادخواه سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر
پاسارگاد را دريابيد
هشدار مدافعان حقوق بشر به یونسکو برای پرهیز از بی اعتنایی به وضعیت پاسارگاد و درخواست از مردمان جهان برای نجات پاسارگاد
نژاد پرستان به ظاهر ملی گرا
جعفر پیشه وری، مجری طرح تجزیه آذربایجان حقیقی ( آذربایجان ایران ) در آغاز حرکت فرقه دموکرات آذربایجان، نامه ای را در روزنامه های آذربایجان، چه به زبان فارسی و چه به زبان ترکی آذربایجانی به چاپ رساند. وی در نامه خود که تمام مردم ایران را خطاب قرار می دهد با اشاره مکرر به این مطلب که ما آذری هستیم و نه تورک و با اعلام صریح این مطلب که از این سفره گشوده ( آذربایجان ) چیزی به تورک ها نخواهد رسید و در کنار آن بیان این مطلب که حرکت مردمی ایران که از آذربایجان بر ضد استبداد ؟! شاهنشاه ایران آغاز شده است یک حرکت تماما ملی در جهت آزادی ملت ایران است، همواره تلاش می کرد خود را در اندیشه مردم آذربایجان یک ایرانی آذربایجانی معرفی کند که خواهان اتحاد ایران و در عین حال طرفدار حقوق اقوام نشان دهد.
یک سال گذشت و حرکت فرقه دموکرات آذربایجان به دلیل سیاست حکومت وقت ایران و با تلاش بسیاری از سران دولتی مانند اشرف پهلوی و قوام السلطنه به شکست منجر شد. حرکتی که طرح ریزی آن در کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به رهبری استالین و همکاری جعفر باقراف انجام شده بود. هر چند فرقه دموکرات یک گروه مردمی نبود و ترک زبانان آذربایجان مخالف حرکاتی این چنینی بودند، ولی به هر حال 362 روز مرزی مضحک بین آذربایجان و سایر مناطق کشور کشیده شد.
اکنون پس از گذشت 60 سال از آن ماجرا نگاهی مجدد به تاریخ می اندازیم و آن را چراغ را آینده خود قرار می دهیم:
در آذر ماه سال 1324 ه.ش مقارن با 2504 شاهنشاهی حرکتی در آذربایجان با همکاری ارتش سرخ شوروی به وقوع پیوست که کاملا با سخنان رهبر خائن آن مغایرت داشت. پیشوری در فاصله حدود یک سال که اختیار آذربایجان را در دست داشت اقداماتی را انجام داد که نقض کننده حرف هایش در آغاز راه بود. برافراشتن پرچمی غیر از پرچم ایران، چاپ اسکناس و ضرب سکه، تشکیل ارتش و ستاد جنگ و ... بخش کوچکی از اقدامات پیشه وری بود. وی که جنبش آذربایجان را یک حرکت ملی عنوان می کرد، با اقداماتی که در بالا ذکر شد، چهره زشت و فریبکار خود را نمایان ساخت. چرا که هر حرکت ملی با پرچمی واحد و با ارتشی متشکل از تمام مردم یک کشور معنا می یابد. در خوش بینانه ترین حالت نیز نمی توان حرکت فرقه دموکرات آذربایجان را یک جنبش خودمختار طلبانه نامید. چرا که برافراشتن پرچمی غیر از پرچم ایران تنها اثبات کننده این مطلب است که فرقه دموکرات به یاری برادر بزرگتر خود، شوروی، تنها خواهان تجزیه بخشی از کشور عزیزمان ایران بود.
امروز نیز بسیاری از احزاب قبیله گرا و نژاد پرست ایران، تشکل خود را یک گروه ملی معرفی می کنند و از تمامی امکانات موجود، از نشریات گرفته تا شبکه های ماهواره ای برای رساندن صدای خود استفاده می کنند. بارها شنیده ایم که فلان حزب در کنگره ای در بیانیه ای اعلام داشته است که برای داشتن ایرانی آزاد و یک پارچه تلاش می کند. عوام نیز با شنیدن این مطلب به سرعت به این احزاب می پیوندند و با حمایت های مادی و معنوی خود موجبات قدرت گرفتن این قبیل احزاب را فراهم می کنند. ولی همین عوام هیچ گاه نگاهی به پرچم مورد استفاده در جلسات نمی اندازند. هیچ گاه مرزبندی های زبانی- نژادی احزاب قوم گرا را مورد بررسی قرار نمی دهند.
عموم احزاب محلی پیش از نام ایران، از نام های بومی و محلی خود برای شناساندن خود به مردم استفاده می کنند. استفاده از عنواینی چون " ترک ایرانی "،" آذری ایرانی "، " کرد و عرب و بلوچ ایرانی " و ... نشان دهنده این نکته است که این احزاب قومیت، نژاد و زبان خود را بر منافع ملی ترجیح می دهند.
این در حالی است که تنها بخش کوچکی از این احزاب با مقدم شمردن ایرانی بودن خود بر قومیت و زبان های بومی، و استفاده از پرچم سه رنگ شیر و خورشبد به عنوان تنها نماد اتحاد ایران ثابت کرده اند با این که در دسته بندی های فعالین قومی- زبانی جای می گیرند، ولی حاضرند برای حفظ تمامیت ارضی به دور از فدرالیسم پای بر منافع بر حق خود گذاشته و ایرانی بودن را بر هر مقولۀ دیگری ارجعیت دهند.
در آخر از تمام هم وطنان عزیز، به خصوص جوان مردان و شیر زنان شهرهای مرزی تمنا دارم پیش از گرایش به احزاب و گروه های محلی خود، نگاهی ریز بینانه به تاریخچه ، اعتقادات و اهداف حزب بی اندازند تا فریب نژاد پرستانی را که با ایجاد احزاب محلی و جذب عوام افسار گسیخته سعی در ایجاد آشوب، جنگ داخلی و در نهایت تجزیه ایران را دارند نخورند.
![]()
به زودی با معرفی احزاب و گروه های محلی به شما یاران " ایران ما "، راه را برای شناخت هر چه بهتر این قبیل جریانات هموار خواهیم کرد.
شکايت از آقای رحيم مشايي و انتفاد به بی عملی سازمان يونسکو
در ارتباط با آرامگاه کورش بزرگ از سوی بنياد ميراث پاسارگاد
تا ابد برای خلیج فارس
از تاریخ 25 فروردین امسال به بهانه اعتراض به تغییر نام خلیج فارس، همچنین اثبات مالکیت خویش بر جزایر سه گانه، تا مورخه 13 خرداد 87 ، چهار بار به مناسبت های مختلف عاشقین این آب و خاک در شهر تهران گرد هم آمده، با سر دادن شعارهایی منطبق بر منافع ملی کشور تلاش کردند تا فریاد حق طلبانۀ خود را به گوش جهانیان برسانند.
از چهار گردهمایی برگزار شده _ که حزب ( بنیاد ) ایران ما از تمامی آن ها پشتیبانی لازم را به عمل آورد _ سه تجمع در خیابان خلیج فارس ( ظفر سابق )، جلوی سفارت امارات متحدۀ عربی و یک تجمع در میدان شهیاد ( آزادی ) برگزار شد. دو گردهمایی اول بنا به درخواست حزب پان ایرانیست و دو گردهمایی بعدی به پیشنهاد شبکه ماهواره ای کانال یک برگزار شد. عموم احزاب و گروه های ملی نیز حمایت خود را از برگزاری این مراسم اعلام کردند.
ولی جالب ترین چیزی که موجب شگفتی و صد البته نفرت همگان شد، برخورد بد نیروی انتظامی، حضور لباس شخصی ها در جهت بر هم زدن تظاهرات و دستگیری تنی چند از فعالین ملی بود. سوال اینجاست که چرا دستگاه های دولتی در مقابل مردم ایستاده و مانع از برگزاری یک تجمع مسالمت آمیز که هدفی جز تایید و تثبیت نام خلیج فارس نداشت شد ؟ چرا باید نیروی انتظامی در موقعیتی قرار گیرد که مردم شعار هایی چون " نیروی انتظامی شرمت باد " و یا " نیروی انتظامی . . . خجالت خجالت " سر دهند ؟ به راستی فریاد " خلیج فارس " سر دادن مخالفت با نظام حاکم و یا مغایر با خواسته های آن است ؟
قضاوت در این خصوص را به عهده شما خواننده گرامی می گذاریم.
پاینده باد ایران


ایران ـ امارات متحدۀ عربی
۱۳ خرداد با حضور در استادیوم صد هزار نفری آریامهر ( آزادی )، با سر دادن فریاد خلیج همیشه فارس، بار دیگر هویت و تاریخ خود را به جهانیان ثابت خواهیم کرد.
ما هستیم ایران هست
سالروز تاسیس بنیاد میراث پاسارگاد شاد باد
یاران و هم رزمان گرامی در بنیاد میراث پاسارگاد ، این روز فرخنده را به شما، فعالین کمیته نجات پاسارگاد و تمامی میهن پرستان ایران زمین تبریک می گوییم.
با احترام
بنیاد ایران ما
در پس حرکت ضد ایرانی سایت گوگل پیرامون تغییر نام خلیج فارس و اعتراض گسترده
به این موضوع باید به بی توجهی دولت مردان جمهوری اسلامی و نشستن در
زیر نام ننگین " خلیج ا ل ع ر ب ی" اشاره کرد و اعتراض خود را به این موضوع
اعلام داشت. باید گفت عمل غلط ما باعث بروز این چنین بحران هایی می شود.
بله از ماست که برماست
جاوید ایران بابک قزل
آدینه، سوم خرداد، ساعت پنج بعد از ظهر، به مناسبت سالروز آزاد سازی خرمشهر، بار دیگر به بهانه اعلام حق مالکیت بی چون و چرا خود بر سه جزیره همیشه ایرانی خلیج فارس، مقابل سفارت امارات گرد هم می آییم.
